عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

433

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

پس معنى - آله - آن باشد كه او خداوندى است بر مكان عالى ، و قدر او متعالى ، و فراوانى از آيات و اخبار كه اشارت بعلو و فوقيت اللَّه دارد برين قول دليل است ، و معطل اينجا لعمرى كه خوار و ذليل است . « لا إِلهَ إِلَّا هُوَ » مصطفى عليه السلام گفت « لا إله الّا اللَّه » كليد بهشت است ، و بنده هر گه كه اين كلمه بگويد درهاى بهشت در درون وى گشايند ، تا هر لختى نو كرامتى و ديگر راحتى بجان وى ميرسد . مصطفى ازينجا گفت - « من احبّ ان يرتفع فى رياض الجنة فليكثر ذكر اللَّه » گفت هر كه خواهد تا امروز نقدى بهشت خداوند عز و جل به چشم دل به بيند و فردا به چشم سر ، و در مرغزار آن بخرامد و بديدار آن برآسايد ، ايدون بايد كه ذكر خداوند بر زبان خويش بسيار راند . و معلوم است كه سر همه ذكرها كلمهء لا إله الا اللَّه - است ، و مصطفى ع كسى را ديد كه ميگفت « اشهد ان لا إله الا اللَّه » - فقال « خرج من النار » گفت - از آتش رستگارى يافت ، و هر كه از آتش برست لا بد به بهشت پيوست ، چون رسيدن به بهشت و رستن از آتش در كلمهء « لا إله الا اللَّه » بست ، پس اين كلمه چون عوضى است آن را ، و بهشت را چون بهايى ، مصطفى ع ازينجا گفت - « ثمن الجنة لا إله الا اللَّه » و از فضائل اين كلمت يكى آنست - كه مصطفى ع گفت « ما شيء الا بينه و بين اللَّه حجاب الّا قول - لا إله الا اللَّه - كما ان شفتيك لا يحجبها شيء كذلك لا يحجبها شيء حتى تنتهى الى ربها ، فيقول لها اسكنى - فتقول - يا رب كيف اسكن ، و لم تغفر لقائلى ؟ فيقول - و عزتى و جلالى ما اجريتك على لسان عبدى و انا اريد ان اعذّبه » و عن انس بن مالك قال قال رسول اللَّه - « ان ربى يقول نورى هداى ، و لا إله الا هو كلمتى ، و انا هو ، فمن قالها ادخلته حصنى ، و من ادخلته حصنى فقد امن » . و روى موقوفا على انس ، و زاد فيه - و « القرآن كلامى » و منى خرج . « الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ » - اسمان رقيقان ، احدهما ارق من الآخر ، اين هر دو نام بخشايش و مهربانى و رحمت راست ، و رحمن بليغ‌تر است و تمامتر ، كه همه انواع رحمت در ضمن آنست ، چون رأفت و شفقت و حنان و لطف و عطف . ازينجاست كه نام خاص خداوند